شِـم ـ طُـب بن ابراهيم بن جايون
شـم ـ طـب بن ابراهيم بن جايون. قبّـالايي و تلموددان اسپانيايي. درحدود 1287 در سگوويا به دنيا آمد، در بارسلون نزد سليمان بن ادرت و اسحاق بن طدرس قبّـالايي تحصيل كرد، در تودلا و سوريا بهسر برد، سپس چندي در صفد فلسطين بود. آنگاه به اسپانيا بازگشت و پس از سال1343در آنجا وفات يافت. آثارش عبارت است از:
1. تاج نيكنامي، شرحي بر تفسير
تورات ابن نحمن، درحدود 1315 تأليف شده و بخشي براساس روايت شفاهي (تقرير) سليمان بن اَدْرِت (سيزدهم ـ 2) است. تأكيد بر مفاهيم عميق باطني برخي قسمتهاي دشوار.
2. تفسير قبّـالايي بر داستان خلقت.
3. شرح مشنه توره ابن ميمون، تنها 6 مقالهٴ اول از 11 مقالهٴ آن بهانجام رسيده است. شِـم ـ طُـب از ابن ميمون دربرابر مخالفانش، بهويژه ابراهيم بن داود پوسكيري دفاع كرده؛ ولي تحت تأثير گرايشهاي قبّالايي كه داشت كوشيده است تمايلات قبّالايي را در آثار ابن ميمون گسترش دهد. او مدعي است كه در اسپانيا يك رسالهٴ قبّالايي از ابن ميمون يافته است (؟). هنگامي كه در صفد بوده، توانسته از نسخهٴ اصلي مشنه توره (ابن ميمون) به خط موٴلف استفاده كند و به نامههاي ابن ميمون به رابيان لونل دسترسي يافته است. آثار شم ـ طب براي بررسي سنتهاي ابن ميمون و ابن نحمن داراي اهميت است.
حنـان بن ابراهيـم
حنان بن ابراهيم. نويسندهٴ قبّـالايي كه احتمالاً در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم در اسپانيا برآمد. او رسالهاي نوشت بهنام بنياد جهان، كه شامل قطعاتي از ترجمهٴ عبري كتاب مجعول امپدوكلسي بهنام ذوات الخمسه است. من نتوانستهام آن متن عربي را بهدست آورم. ولي احتمالاً همان است كه شم ـ طب بن يوسف بن فلقره (سيزدهم ـ 2)، در مقدمهاش بر ترجمهٴ ينبوعالحياة ابن جبرول بدان اشاره ميكند. جريان تازهاي از افكار شبه امپدوكلسي نوافلاطوني و عرفاني بهوسيلهٴ محمد بن عبدالله بن مَسَرّه (883 ـ 931)، در اندلس انتشار يافت و بخشي اساسي از فلسفهٴ ابن جبرول (يازدهم ـ 1)، گرديد و از آن طريق بر افكار يهوديان و مسيحيان تأثير عميقي نهاد. بنياد جهان حنان، كه هنوز چاپ نشده، حلقهٴ جالبي از آن سنت شبه امپدوكلسي است.
يـوسـف بن ابراهيـم بن وَقَـر
تلمودي و قبّـالايي كاتالونيايي. در نيمه اول سدهٴ چهاردهم در طليطله برآمد؛ در سال 1355 تقريباً پير بود و پيش از سال 1370 درگذشت.
او به عبري و (يا) به عربي نوشت: